کسی نخواند غزلهای غم گریسته را
نوشتههای ز چشم قلم گریسته را
عجیب نیست که آتش به هم بیامیزد
دو شمع همدمِ تا صبحدم گریسته را
هوای دیدن دریا، رسانده است به هم
دو جویبار به هر پیچ و خم گریسته را
به غیر شانهی هم هیچ تکیهگاهی نیست
دو مست سرخوش در هر قدم گریسته را
غمت مباد که دنیا ز هم جدا نکند
رفیقهای در آغوش هم گریسته را
برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1402 ساعت: 17:55
کسی نخواند غزلهای غم گریسته را
نوشتههای ز چشم قلم گریسته را
عجیب نیست که آتش به هم بیامیزد
دو شمع همدمِ تا صبحدم گریسته را
هوای دیدن دریا، رسانده است به هم
دو جویبار به هر پیچ و خم گریسته را
به غیر شانهی هم هیچ تکیهگاهی نیست
دو مست سرخوش در هر قدم گریسته را
غمت مباد که دنیا ز هم جدا نکند
رفیقهای در آغوش هم گریسته را
برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1402 ساعت: 15:06
کسی نخواند غزلهای غم گریسته را
نوشتههای ز چشم قلم گریسته را
عجیب نیست که آتش به هم بیامیزد
دو شمع همدمِ تا صبحدم گریسته را
هوای دیدن دریا، رسانده است به هم
دو جویبار به هر پیچ و خم گریسته را
به غیر شانهی هم هیچ تکیهگاهی نیست
دو مست سرخوش در هر قدم گریسته را
غمت مباد که دنیا ز هم جدا نکند
رفیقهای در آغوش هم گریسته را
برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 14:53
مردم دوست ندارند شکست بخورند و شکست هم نخواهند خورد. مردم آزاد جنگ را شروع نمی کنند، اما شروع که شد، هرگز اسلحه شان را زمین نمی گذارند، حتی وقتی شکست بخورند. این کار از گله های انسانی که همه شان پیرو یک پیشوا هستند برنمی آید.
به همین سبب است که گله های انسانی در عملیات ها پیروز می شوند و مردمان آزاد در نبردها. خواهید دید که جز این نیست، آقا.
برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1402 ساعت: 12:54
دیوانه نبودی نه به اندازه کافی
هر شب ننشستی که خیالات ببافی
بی حدّی غم، شوق رسیدن به تو را برد
هرگز نشود اشک به دیدار ، تلافی !
بعد از تو نفهمید کسی حرف دلم را
من ماندم و یک سینه پر از حرف اضافی
من ماندم و یک حسرت و یک قصه ی کوتاه
من ماندم و یک خنده و یک گریه و یک آه
فرق است میان من و تو ساده بگویم
من بنده ی مضمونم و تو بند قوافی ...
برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 23:52
نامم غرور بود و تو را در میان جمع از بخت تیره رنگ، صدا میزدند سنگ
برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 23:52
چیزی که از من خواستی جز دل بریدن نیست
چیزی مخواه از من که در اندازه ی من نیست
دنبال آرامش مگرد ای رود سرگردان
چیزی که در دریا نباشد در تو قطعا نیست
گاهی برای گریه کردن بس که تنهایی
جایی برایت بهتر از آغوش دشمن نیست
پیراهنم روزی گواهی می دهد پاکم
ای عشق خیلی وقت ها پاکی به دامن نیست
در عشق باید پر تحمل بود و دور اندیش
پروانه گشتن چاره اش جز پیله کردن نیست
برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 23:52